بازگشت دوباره من - تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 10:42
سالها پیش یه وبلاگی داشتم که خودمم اسمش رو یادم رفته توش از روزمرگی هام مینوشتم از وقتی موبایلا هوشمند شد دیگه گذاشتمش کنار ولی دوست دارم برگردم به اون روزها خیلی دچار نوسان شد زندگیم اما گذشت و من شدم همینی که الان هستم یه دخترک خسته...
از وقتی که تو آمدی و رفتی 2 - تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 10:41
خیلی گریه کردم با خودم فکر کردم که الان همه مثل نگار فکر میکنن دلم نمیخواست دیگه برم دانشگاه دوست داشتم زودتر بابامو ببینم و بهش بگم به یکی یدونش چه تهمتی زدن حالا شاید از نظر خیلیا چیز مهمی نبود اما برای منی که لوس بابام بودم خیلی ناراحت کننده بود دوست نداشتم هیچکس به پاکی و خوب بودن من شک کنه حتی ...
از وقتی که تو آمدی و رفتی4 - تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 10:41
خیلی گریه کردم اصلا نمیتونستم دیگه نفس بکشم گوشیم دست بابا بود مدی زنگ زده بود و بابام داشت با داد باهاش حرف میزد بابام از طرف من همه چیزو تموم کرد دست و پام شل شده بود وقتی بابا اومد تو اتاق گفتم میخوام باهاش حرف بزنم گوشی رو بده گفت نه اون آدم دیگه مرده سحر داد زدم گفتم بذار باهاش حرف بزنم شاید در...
خاستگاران - تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 10:41
چند وقتیه که همه قصد کردن منو شوهر بدن تو مهمونی عید سال نو بود که عمم به بابام گفت سیامک من نذر کردم که سحر شوهر کنه بابام خیلی از این حرف بدش اومد گفت مگه دخترم رو دستم مونده که اینجوری میگی منم باید برای عقل تو نذر کنم که بیاد سر جاش و... عمه هم کلی عذرخواهی کرده بود و گفته بود منو مثه دختر خودش ...

برچسب‌های مرتبط

بازگشت دوباره ی من | از وقتی که رفتی | از وقتی که تو رفتی | از وقتی که وارد شدم | حمیرا از وقتی که تو رفتی | دانلود آهنگ از وقتی که رفتی | خاستگاران کیمیا علیزاده | خاستگاران نرگس محمدی | فیلم خاستگاران | وبلاگ خاستگاران